صفتAdjektiv

zinslos

[ˈtsɪnsloːs]

معانی

• Das ist ein zinsloser Kredit.این یک وامِ بدونِ بهره است.
• Die Bank bietet Studierenden manchmal einen zinslosen Kleinkredit an.بانک گاهی به دانشجویان یک وامِ کوچکِ بدونِ بهره پیشنهاد می‌دهد.
• Um jungen Familien den Hauskauf zu erleichtern, gewährte die Gemeinde ein zinsloses Darlehen, das erst nach zehn Jahren zurückgezahlt werden musste.برایِ آسان‌تر کردنِ خریدِ خانه برایِ خانواده‌های جوان، شهرداری یک وامِ بدونِ بهره اعطا کرد که فقط بعد از ده سال باید بازپرداخت می‌شد.

کلمات ذخیره شده

شما هنوز کلمه‌ای در لیست
خود ذخیره نکرده‌اید.

آیکون سیو

با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیره‌شده»‌ی پروفایلت اضافه می‌شود.

رنگ‌بندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی