اسمNomen

Zirkulation

die/[tsɪʁkulaˈtsi̯oːn]
جمع: Zirkulationen
ملکی: Zirkulation

معانی

• Sport fördert die Zirkulation des Blutes.ورزش گردشِ خون را تقویت می‌کند.
• Eine gute Zirkulation der Luft im Raum verhindert Schimmelbildung.گردشِ خوبِ هوا در اتاق از تشکیلِ کپک جلوگیری می‌کند.
• Störungen in der Zirkulation des Blutes können auf Dauer schwerwiegende Folgen für das Herz-Kreislauf-System haben.اختلالات در گردشِ خون می‌توانند در درازمدت پیامدهای جدی برایِ سیستمِ قلبی‌عروقی داشته باشند.
• Neue Geldscheine kommen in die Zirkulation.اسکناس‌های جدید وارد گردش می‌شوند.
• Die Zentralbank kontrolliert die Zirkulation des Geldes im Wirtschaftskreislauf.بانکِ مرکزی گردشِ پول در چرخهٔ اقتصادی را کنترل می‌کند.
• Durch die zunehmende Digitalisierung nimmt die Zirkulation von Bargeld in vielen Ländern kontinuierlich ab.به‌خاطرِ دیجیتالی‌شدنِ روزافزون، گردشِ پولِ نقد در بسیاری از کشورها به‌طورِ پیوسته کاهش می‌یابد.

کلمات ذخیره شده

شما هنوز کلمه‌ای در لیست
خود ذخیره نکرده‌اید.

آیکون سیو

با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیره‌شده»‌ی پروفایلت اضافه می‌شود.

رنگ‌بندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی