اسمNomen

Zitrone

die/[tsiˈtʁoːnə]
جمع: Zitronen
ملکی: Zitrone

معانی

• Ich kaufe eine Zitrone.من یک لیمو می‌خرم.
• Sie presst eine Zitrone aus und gibt den Saft über den Salat.او یک لیمو را می‌فشارد و آبش را روی سالاد می‌ریزد.
• Der intensive, saure Geschmack der Zitrone verleiht dem Dessert eine erfrischende Note, die die Süße gut ausbalanciert.طعمِ تندِ ترشِ لیمو به دسر حالتی طراوت‌بخش می‌دهد که شیرینی را به‌خوبی متعادل می‌کند.

کلمات ذخیره شده

شما هنوز کلمه‌ای در لیست
خود ذخیره نکرده‌اید.

آیکون سیو

با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیره‌شده»‌ی پروفایلت اضافه می‌شود.

رنگ‌بندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی