اسمNomen
Zitronensaft
der/[tsiˈtʁoːnənˌzaft]
ملکی: Zitronensafts
معانی
1. آبِ لیموبیشتر▾
• Ich trinke Zitronensaft mit Wasser.من آبِ لیمو را با آب مینوشم.
• Für das Dressing mischt sie Olivenöl mit frisch gepresstem Zitronensaft.برای سسِ سالاد، او روغنِ زیتون را با آبِ لیمویِ تازهفشرده مخلوط میکند.
• Ein Spritzer Zitronensaft verhindert, dass geschnittene Äpfel an der Luft braun werden.چند قطره آبِ لیمو مانع میشود که سیبهای برشخورده در معرضِ هوا قهوهای شوند.
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
آیکون سیو
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.
رنگبندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی
