اسمNomen

Zollamt

das/[ˈtsɔlˌʔamt]
جمع: Zollämter
ملکی: Zollamts

معانی

• Das Zollamt liegt in der Nähe des Hafens.ادارهٔ گمرک نزدیکِ بندر قرار دارد.
• Beim Zollamt musste er die Einfuhrpapiere für seinen neuen Wagen vorlegen.او در ادارهٔ گمرک مجبور شد مدارکِ واردات را برای ماشینِ جدیدش ارائه دهد.
• Das zuständige Zollamt verweigerte die Freigabe der Ware, solange nicht alle erforderlichen Dokumente vollständig eingereicht wurden.ادارهٔ گمرکِ مربوطه تا زمانی که همهٔ مدارکِ لازم به‌طورِ کامل ارائه نمی‌شد، از ترخیصِ کالا خودداری می‌کرد.

کلمات ذخیره شده

شما هنوز کلمه‌ای در لیست
خود ذخیره نکرده‌اید.

آیکون سیو

با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیره‌شده»‌ی پروفایلت اضافه می‌شود.

رنگ‌بندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی