اسمNomen

Zollkontrolle

die/[ˈtsɔlkɔnˌtʁɔlə]
جمع: Zollkontrollen
ملکی: Zollkontrolle

معانی

• Bei der Zollkontrolle musste er seinen Koffer öffnen.او هنگامِ بازرسیِ گمرکی مجبور شد چمدانش را باز کند.
• An der Grenze wurde der Lkw für eine gründliche Zollkontrolle angehalten.کامیون در مرز برای یک بازرسیِ گمرکیِ دقیق متوقف شد.
• Durch verschärfte Zollkontrollen konnte die Menge an eingeschmuggelten Waren in den letzten Jahren deutlich reduziert werden.با تشدیدِ بازرسی‌های گمرکی، حجمِ کالاهای قاچاق در سال‌های اخیر به‌طورِ چشمگیری کاهش یافت.

کلمات ذخیره شده

شما هنوز کلمه‌ای در لیست
خود ذخیره نکرده‌اید.

آیکون سیو

با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیره‌شده»‌ی پروفایلت اضافه می‌شود.

رنگ‌بندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی