صفتAdjektiv

zoologisch

[tsoʔoˈloːɡɪʃ]

معانی

• Wir besuchen einen zoologischen Garten.ما از یک باغِ وحش (باغِ جانورشناسی) بازدید می‌کنیم.
• Der Professor hielt einen Vortrag über zoologische Forschungsmethoden.استاد سخنرانی‌ای دربارهٔ روش‌های پژوهشیِ جانورشناسی ارائه داد.
• Die zoologische Sammlung des Museums umfasst Tausende präparierter Exemplare, die seit dem neunzehnten Jahrhundert zusammengetragen wurden.مجموعهٔ جانورشناسیِ موزه شاملِ هزاران نمونهٔ تاکسیدرمی‌شده است که از قرنِ نوزدهم گردآوری شده‌اند.

کلمات ذخیره شده

شما هنوز کلمه‌ای در لیست
خود ذخیره نکرده‌اید.

آیکون سیو

با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیره‌شده»‌ی پروفایلت اضافه می‌شود.

رنگ‌بندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی