اسمNomen

Zopf

der/[tsɔpf]
جمع: Zöpfe
ملکی: Zopfes

معانی

• Das Mädchen hat einen langen Zopf.دخترک یک گیسِ بافتهٔ بلند دارد.
• Sie flechtet sich morgens meistens zwei Zöpfe.او معمولاً صبح‌ها دو گیسِ بافته درست می‌کند.
• In manchen Kulturen gilt ein kunstvoll geflochtener Zopf traditionell als Zeichen von Reinheit und gesellschaftlichem Status.در برخی فرهنگ‌ها، گیسِ بافتهٔ هنرمندانه به‌طورِ سنتی نشانهٔ پاکی و منزلتِ اجتماعی به‌شمار می‌رود.
• Zum Frühstück gibt es einen frischen Zopf.برایِ صبحانه یک نانِ گیس‌بافتهٔ تازه هست.
• In der Schweiz backt man sonntags traditionell einen Zopf aus Hefeteig.در سوئیس یکشنبه‌ها به‌طورِ سنتی یک نانِ گیس‌بافته از خمیرِ مخمر می‌پزند.
• Der Zopf, ein aus mehreren Teigsträngen geflochtenes Gebäck, gehört seit Jahrhunderten fest zum sonntäglichen Frühstückstisch vieler Schweizer Familien.نانِ گیس‌بافته که از چند رشته خمیر بافته می‌شود، قرن‌هاست که جزوِ ثابتِ میزِ صبحانهٔ یکشنبهٔ بسیاری از خانواده‌های سوئیسی است.

کلمات ذخیره شده

شما هنوز کلمه‌ای در لیست
خود ذخیره نکرده‌اید.

آیکون سیو

با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیره‌شده»‌ی پروفایلت اضافه می‌شود.

رنگ‌بندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی