اسمNomen

Zubringer

der/[ˈtsuːˌbʁɪŋɐ]
جمع: Zubringer
ملکی: Zubringers

معانی

• Der Zubringer führt direkt zur Autobahn.جادهٔ فرعی مستقیم به بزرگراه می‌رسد.
• Wegen eines Unfalls auf dem Zubringer staute sich der Verkehr bis weit in die Stadt hinein.به‌خاطرِ یک تصادف در جادهٔ فرعی، ترافیک تا عمقِ شهر کشیده شد.
• Der neue Zubringer, dessen Bau jahrelang durch Bürgerproteste verzögert wurde, soll den innerstädtischen Verkehr spürbar entlasten.جادهٔ فرعیِ جدید که ساختش سال‌ها به‌خاطرِ اعتراض‌های شهروندان به تأخیر افتاده بود، قرار است به‌طورِ محسوسی ترافیکِ داخلِ شهر را کاهش دهد.
• Der Zubringer fährt alle zwanzig Minuten zum Flughafen.اتوبوسِ رابط هر بیست دقیقه به فرودگاه می‌رود.
• Da der Zubringer Verspätung hatte, verpasste sie ihren Anschlussflug.چون پروازِ رابط تأخیر داشت، او پروازِ بعدی‌اش را از دست داد.
• Fluggesellschaften setzen kleinere Maschinen als Zubringer ein, um Passagiere aus abgelegenen Regionen an ihre großen Drehkreuze anzubinden.شرکت‌های هواپیمایی از هواپیماهای کوچک‌تر به‌عنوانِ پروازِ رابط استفاده می‌کنند تا مسافرانِ مناطقِ دورافتاده را به فرودگاه‌های اصلی‌شان متصل کنند.

کلمات ذخیره شده

شما هنوز کلمه‌ای در لیست
خود ذخیره نکرده‌اید.

آیکون سیو

با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیره‌شده»‌ی پروفایلت اضافه می‌شود.

رنگ‌بندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی