اسمNomen

Zucker

der/[ˈtsʊkɐ]
ملکی: Zuckers

معانی

• Ich nehme Zucker in meinen Tee.من به چایم شکر می‌زنم.
• Zu viel Zucker im Essen ist ungesund.شکرِ زیاد در غذا ناسالم است.
• Der übermäßige Konsum von raffiniertem Zucker wird von Ernährungswissenschaftlern zunehmend mit einer Reihe chronischer Erkrankungen in Verbindung gebracht.متخصصانِ تغذیه مصرفِ بیش‌ازحدِ شکرِ تصفیه‌شده را به‌طورِ فزاینده‌ای با مجموعه‌ای از بیماری‌های مزمن مرتبط می‌دانند.
• Möchtest du einen Zucker in deinen Kaffee?یک حبه قند در قهوه‌ات می‌خواهی؟
• Sie nimmt immer zwei Zucker in ihren Tee.او همیشه دو حبه قند در چایش می‌ریزد.
• Im Café bot der Kellner höflich an, ob der Gast lieber losen Zucker oder einzeln verpackte Zucker zu seinem Espresso wünsche.در کافه، پیشخدمت با ادب پرسید که آیا مهمان ترجیح می‌دهد شکرِ ریخته یا حبه‌های قندِ بسته‌بندی‌شده را همراهِ اسپرسویش داشته باشد.

کلمات ذخیره شده

شما هنوز کلمه‌ای در لیست
خود ذخیره نکرده‌اید.

آیکون سیو

با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیره‌شده»‌ی پروفایلت اضافه می‌شود.

رنگ‌بندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی