اسمNomen

Zuckerwatte

die/[ˈtsʊkɐˌvatə]
جمع: Zuckerwatten
ملکی: Zuckerwatte

معانی

• Das Kind isst Zuckerwatte auf dem Jahrmarkt.بچه در بازارچه پشمک می‌خورد.
• Auf dem Weihnachtsmarkt kaufte sie sich eine rosa Zuckerwatte.او در بازارِ کریسمس برای خودش یک پشمکِ صورتی خرید.
• Zuckerwatte entsteht, indem geschmolzener Zucker durch feine Öffnungen geschleudert wird und dabei zu hauchdünnen Fäden erstarrt.پشمک با پرتاب‌شدنِ قندِ ذوب‌شده از سوراخ‌های ریز به وجود می‌آید که در همان حین به رشته‌های بسیار نازک منجمد می‌شود.

کلمات ذخیره شده

شما هنوز کلمه‌ای در لیست
خود ذخیره نکرده‌اید.

آیکون سیو

با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیره‌شده»‌ی پروفایلت اضافه می‌شود.

رنگ‌بندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی