قید حالتModaladverb
zueinander
[tsuʔaɪˈnandɐ]
معانی
1. به همدیگر؛ با همدیگر؛ نسبت به همدیگربیشتر▾
• Die Freunde sind nett zueinander.دوستان نسبت به همدیگر مهربان هستند.
• Nach dem Streit fanden die Geschwister langsam wieder zueinander.بعد از دعوا، خواهر و برادر کمکم دوباره با هم آشتی کردند.
• Obwohl die beiden Länder jahrzehntelang verfeindet waren, finden sie in wirtschaftlichen Fragen zunehmend zueinander.با اینکه دو کشور دههها با هم دشمن بودند، در مسائلِ اقتصادی روزبهروز بیشتر به یکدیگر نزدیک میشوند.
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
آیکون سیو
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.
رنگبندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی
