اسمNomen

Zugabe

die/[ˈtsuːɡaːbə]
جمع: Zugaben
ملکی: Zugabe

معانی

• Beim Kauf von zwei Büchern gibt es ein Lesezeichen als Zugabe.با خریدِ دو کتاب، یک نشانگرِ کتاب به‌عنوانِ جایزه داده می‌شود.
• Der Händler legte dem Kunden als Zugabe noch eine kleine Probeflasche bei.فروشنده به‌عنوانِ هدیهٔ اضافه یک بطریِ کوچکِ نمونه هم به مشتری داد.
• Um treue Kunden zu belohnen, verteilte das Geschäft anlässlich seines Jubiläums exklusive Zugaben zu jedem Einkauf.برایِ پاداش دادن به مشتریانِ وفادار، فروشگاه به‌مناسبتِ سالگردش با هر خرید هدایای اختصاصیِ اضافه توزیع می‌کرد.
• Nach dem Konzert forderte das Publikum lautstark eine Zugabe.بعد از کنسرت، تماشاگران با صدای بلند خواستارِ یک اجرایِ اضافه شدند.
• Die Band spielte an diesem Abend gleich drei Zugaben.گروه در آن شب سه اجرایِ اضافه پشتِ سرِ هم اجرا کرد.
• Als letzte Zugabe spielte der Pianist ein leises Stück, das das begeisterte Publikum zum Schweigen brachte.پیانیست به‌عنوانِ آخرین اجرایِ اضافه، قطعه‌ای آرام نواخت که تماشاگرانِ مشتاق را ساکت کرد.
• Unter Zugabe von etwas Salz schmeckt die Suppe besser.با افزودنِ کمی نمک، سوپ خوشمزه‌تر می‌شود.
• Der Teig wird unter Zugabe von Hefe zwei Stunden lang gehen gelassen.خمیر با افزودنِ خمیرمایه دو ساعت به حالِ استراحت گذاشته می‌شود.
• Erst unter Zugabe eines Katalysators setzte die chemische Reaktion in dem Experiment tatsächlich ein.واکنشِ شیمیایی در آزمایش تنها با افزودنِ یک کاتالیزور واقعاً آغاز شد.

کلمات ذخیره شده

شما هنوز کلمه‌ای در لیست
خود ذخیره نکرده‌اید.

آیکون سیو

با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیره‌شده»‌ی پروفایلت اضافه می‌شود.

رنگ‌بندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی