اسمNomen

Zugehörigkeit

die/[ˈtsuːɡəˌhøːrɪçkaɪt]
ملکی: Zugehörigkeit

معانی

• Seine Zugehörigkeit zu diesem Verein ist bekannt.عضویتِ او در این باشگاه معلوم است.
• Trotz ihrer unterschiedlichen ethnischen Zugehörigkeit verstehen sich die Kinder in der Klasse sehr gut.با وجودِ تعلقِ قومیِ متفاوتشان، بچه‌های این کلاس با هم خیلی خوب کنار می‌آیند.
• Die religiöse Zugehörigkeit spielte bei der Vergabe der Stipendien offiziell keine Rolle, wurde aber inoffiziell durchaus berücksichtigt.تعلقِ مذهبی به‌طورِ رسمی در اعطایِ بورسیه‌ها نقشی نداشت، اما به‌طورِ غیررسمی کاملاً در نظر گرفته می‌شد.

کلمات ذخیره شده

شما هنوز کلمه‌ای در لیست
خود ذخیره نکرده‌اید.

آیکون سیو

با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیره‌شده»‌ی پروفایلت اضافه می‌شود.

رنگ‌بندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی