اسمNomen
Zügel
der/[ˈtsyːɡl̩]
جمع: Zügel
ملکی: Zügels
معانی
1. افسار، عنان (تسمهی کنترلِ اسب)بیشتر▾
• Der Reiter hält die Zügel fest.سوارکار افسار را محکم نگه میدارد.
• Sie zog leicht an den Zügeln, damit das Pferd langsamer wurde.او کمی افسار را کشید تا اسب آهستهتر شود.
• Ein erfahrener Reiter lenkt das Pferd fast unmerklich allein durch feine Bewegungen der Zügel.یک سوارکارِ باتجربه اسب را تقریباً نامحسوس، فقط با حرکاتِ ظریفِ افسار، هدایت میکند.
2. [مجازی] زمامِ امور، کنترل، اختیاربیشتر▾
• Sie hat die Zügel in der Firma übernommen.او زمامِ امورِ شرکت را به دست گرفت.
• Nach dem Rücktritt des Chefs musste jemand schnell die Zügel in die Hand nehmen.بعد از استعفایِ رئیس، کسی باید سریع زمامِ امور را به دست میگرفت.
• Der neue Vorstandsvorsitzende ist bekannt dafür, die Zügel straffer anzuziehen und Entscheidungsprozesse zu beschleunigen.مدیرعاملِ جدید به این معروف است که زمامِ امور را سفتتر میگیرد و روندهای تصمیمگیری را تسریع میکند.
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
آیکون سیو
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.
رنگبندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی
