اسمNomen
Zugführer
der/[ˈtsuːkˌfyːʁɐ]
جمع: Zugführer
ملکی: Zugführers
معانی
1. رئیسِ قطار، مسئولِ قطاربیشتر▾
• Der Zugführer kontrolliert die Fahrkarten.رئیسِ قطار بلیتها را کنترل میکند.
• Bei Verspätungen informiert der Zugführer die Fahrgäste über Lautsprecher.در صورتِ تأخیر، رئیسِ قطار مسافران را از طریقِ بلندگو مطلع میکند.
• Als das Signal ausfiel, musste der Zugführer eigenverantwortlich entscheiden, ob der Zug weiterfahren durfte.وقتی سیگنال از کار افتاد، رئیسِ قطار مجبور شد رأساً تصمیم بگیرد که آیا قطار میتواند ادامه دهد یا نه.
2. [نظامی] فرماندهٔ دسته، سرگروهبانبیشتر▾
• Der Zugführer gibt den Soldaten Befehle.فرماندهٔ دسته به سربازان دستور میدهد.
• Als Zugführer trägt er die Verantwortung für rund dreißig Soldaten.او بهعنوانِ فرماندهٔ دسته مسئولِ حدودِ سی سرباز است.
• Der junge Leutnant übernahm nach der Ausbildung sein erstes Kommando als Zugführer einer Infanterieeinheit.ستوانِ جوان بعد از دورهٔ آموزشی اولین فرماندهیاش را بهعنوانِ فرماندهٔ دستهٔ یک واحدِ پیادهنظام برعهده گرفت.
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
آیکون سیو
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.
رنگبندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی
