اسمNomen
Zugkraft
die/[ˈtsuːkˌkʁaft]
جمع: Zugkräfte
ملکی: Zugkraft
معانی
1. [فیزیک/فنی] نیروی کشش (مثلاً موتور، لوکوموتیو)بیشتر▾
• Die Lokomotive hat eine hohe Zugkraft.لوکوموتیو نیروی کششِ بالایی دارد.
• Ingenieure berechnen die nötige Zugkraft, bevor ein neuer Motor gebaut wird.مهندسان پیش از ساختِ موتورِ جدید، نیروی کششِ لازم را محاسبه میکنند.
• Die Zugkraft eines Elektromotors bleibt im Gegensatz zum Verbrennungsmotor auch bei niedrigen Drehzahlen nahezu konstant.نیروی کششِ موتورِ الکتریکی، برخلافِ موتورِ احتراقی، حتی در دورِ موتورِ پایین تقریباً ثابت میماند.
2. [مجازی] جاذبه، کشش، قدرتِ جذب (مثلاً تبلیغ، رویداد، شخصیت)بیشتر▾
• Der Film hat große Zugkraft beim Publikum.فیلم جاذبهٔ زیادی برای تماشاگران دارد.
• Die Zugkraft des Festivals lockte in diesem Jahr Rekordbesucherzahlen an.جاذبهٔ جشنواره امسال تعدادِ رکوردی بازدیدکننده جذب کرد.
• Trotz sinkender Zugkraft klassischer Werbeslogans setzen viele Unternehmen weiterhin auf großflächige Plakatkampagnen.با وجودِ کاهشِ جاذبهٔ شعارهای تبلیغاتیِ کلاسیک، بسیاری از شرکتها همچنان روی کمپینهای بزرگِ بیلبوردی حساب میکنند.
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
آیکون سیو
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.
رنگبندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی
