اسمNomen

Zugvogel

der/[ˈtsuːkˌfoːɡl̩]
جمع: Zugvögel
ملکی: Zugvogels

معانی

• Der Storch ist ein Zugvogel.لک‌لک یک پرندهٔ مهاجر است.
• Viele Zugvögel fliegen im Herbst nach Afrika, um dort zu überwintern.بسیاری از پرندگانِ مهاجر در پاییز به آفریقا پرواز می‌کنند تا زمستان را آنجا بگذرانند.
• Ornithologen untersuchen, wie Zugvögel sich anhand des Erdmagnetfelds orientieren, obwohl dieser Mechanismus bis heute nicht vollständig entschlüsselt ist.پرنده‌شناسان بررسی می‌کنند که پرندگانِ مهاجر چگونه با استفاده از میدانِ مغناطیسیِ زمین جهت‌یابی می‌کنند، هرچند این سازوکار تا امروز به‌طورِ کامل رمزگشایی نشده است.
• Mein Bruder ist ein richtiger Zugvogel.برادرم واقعاً یک آدمِ همیشه‌درسفر است.
• Als Zugvogel hat sie schon in fünf verschiedenen Ländern gelebt.او به‌عنوانِ آدمی همیشه‌درسفر، تا حالا در پنج کشورِ مختلف زندگی کرده است.
• Manche Berufe, etwa im internationalen Vertrieb, machen einen förmlich zum Zugvogel, der kaum je länger als ein paar Wochen an einem Ort bleibt.برخی مشاغل، مثلاً در فروشِ بین‌المللی، آدم را عملاً به یک مسافرِ دائمی تبدیل می‌کنند که به‌ندرت بیش از چند هفته در یک جا می‌ماند.

کلمات ذخیره شده

شما هنوز کلمه‌ای در لیست
خود ذخیره نکرده‌اید.

آیکون سیو

با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیره‌شده»‌ی پروفایلت اضافه می‌شود.

رنگ‌بندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی