اسمNomen

Zuhälter

der/[ˈtsuːˌhɛltɐ]
جمع: Zuhälter
ملکی: Zuhälters

معانی

• Der Mann ist ein Zuhälter.آن مرد یک جاکش است.
• Die Polizei nahm mehrere Zuhälter fest, die junge Frauen zur Prostitution gezwungen hatten.پلیس چندین جاکش را که زنانِ جوان را به روسپی‌گری وادار کرده بودند، بازداشت کرد.
• In dem Prozess wurde dem Zuhälter vorgeworfen, über Jahre hinweg systematisch Frauen ausgebeutet und einen Großteil ihrer Einnahmen einbehalten zu haben.در این دادرسی، جاکش متهم شد که در طولِ سال‌ها به‌طورِ سازمان‌یافته از زنان بهره‌کشی کرده و بخشِ بزرگی از درآمدِ آن‌ها را برای خود نگه داشته است.

کلمات ذخیره شده

شما هنوز کلمه‌ای در لیست
خود ذخیره نکرده‌اید.

آیکون سیو

با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیره‌شده»‌ی پروفایلت اضافه می‌شود.

رنگ‌بندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی