اسمNomen

Zuhörer

der/[ˈtsuːˌhøːʁɐ]
جمع: Zuhörer
ملکی: Zuhörers

معانی

• Der Saal war voller Zuhörer.سالن پر از شنونده بود.
• Die Zuhörer stellten dem Redner nach dem Vortrag viele Fragen.شنوندگان بعد از سخنرانی سؤالاتِ زیادی از سخنران پرسیدند.
• Der Vortragende schaffte es, auch die kritischsten Zuhörer mit seinen fundierten Argumenten und seiner rhetorischen Brillanz zu überzeugen.سخنران توانست حتی منتقدترین شنوندگان را نیز با استدلال‌هایِ مستحکم و درخشش بلاغی‌اش متقاعد کند.

کلمات ذخیره شده

شما هنوز کلمه‌ای در لیست
خود ذخیره نکرده‌اید.

آیکون سیو

با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیره‌شده»‌ی پروفایلت اضافه می‌شود.

رنگ‌بندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی