صفتAdjektiv

zukünftig

[tsuːˈkʏnftɪç]

معانی

• Das ist mein zukünftiger Mann.این شوهرِ آیندهٔ من است.
• Die Firma plant, ihre zukünftigen Produkte umweltfreundlicher zu gestalten.شرکت قصد دارد محصولاتِ آیندهٔ خود را سازگارتر با محیطِ زیست طراحی کند.
• Zukünftige Generationen werden vermutlich mit den Folgen des Klimawandels weit stärker konfrontiert sein, als es heute absehbar ist.احتمالاً نسل‌های آینده به‌مراتب بیش از آنچه امروز قابلِ پیش‌بینی است، با پیامدهای تغییرِ اقلیم روبه‌رو خواهند شد.

کلمات ذخیره شده

شما هنوز کلمه‌ای در لیست
خود ذخیره نکرده‌اید.

آیکون سیو

با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیره‌شده»‌ی پروفایلت اضافه می‌شود.

رنگ‌بندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی