قید حالتModaladverb
zumindest
[tsuˈmɪndɛst]
معانی
1. دستِ کم، لااقل، حداقلبیشتر▾
• Ruf mich zumindest an.دستِ کم به من زنگ بزن.
• Wenn du nicht kommen kannst, gib mir zumindest kurz Bescheid.اگر نمیتوانی بیایی، دستِ کم کوتاه به من خبر بده.
• Auch wenn das Projekt letztlich scheiterte, hatte man zumindest wertvolle Erfahrungen für zukünftige Vorhaben gesammelt.حتی اگر پروژه در نهایت شکست خورد، دستِ کم تجربههای ارزشمندی برایِ طرحهای آینده بهدست آمده بود.
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
آیکون سیو
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.
رنگبندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی
