اسمNomen
Zünder
der/[ˈtsʏndɐ]
جمع: Zünder
ملکی: Zünders
معانی
1. چاشنی، فتیلهٔ انفجار، دتوناتور (وسیلهای برای منفجرکردنِ مواد منفجره یا مهمات)بیشتر▾
• Die Bombe hatte einen Zünder.بمب یک چاشنی داشت.
• Die Sprengmeister entfernten vorsichtig den Zünder von der Mine.خنثیسازانِ بمب با احتیاط چاشنی را از مین جدا کردند.
• Ein defekter Zünder kann dazu führen, dass eine Granate erst mit erheblicher Verzögerung oder gar nicht detoniert.چاشنیِ معیوب میتواند باعث شود که یک نارنجک با تأخیرِ زیاد یا اصلاً منفجر نشود.
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
آیکون سیو
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.
رنگبندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی
