اسمNomen
Zündschnur
die/[ˈtsʏntˌʃnuːɐ̯]
جمع: Zündschnüre
ملکی: Zündschnur
معانی
1. فتیله (نوارِ قابلِاشتعال برای منتقلکردنِ آتش به موادِ منفجره)بیشتر▾
• Die Zündschnur brennt langsam.فتیله بهآرامی میسوزد.
• Bevor das Feuerwerk gestartet wurde, kontrollierte der Pyrotechniker jede Zündschnur einzeln.پیش از شروعِ آتشبازی، متخصصِ آتشبازی تکتکِ فتیلهها را بررسی کرد.
• Sobald die Zündschnur entzündet ist, bleiben nur wenige Sekunden, um sich in Sicherheit zu bringen, bevor die Sprengladung detoniert.بهمحضِ روشنشدنِ فتیله، فقط چند ثانیه فرصت باقی میماند تا پیش از انفجارِ مادهٔ منفجره بهجای امنی رفت.
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
آیکون سیو
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.
رنگبندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی
