اسمNomen

Zündstoff

der/[ˈtsʏntˌʃtɔf]
جمع: Zündstoffe
ملکی: Zündstoffs

معانی

• In der Fabrik wird gefährlicher Zündstoff gelagert.در کارخانه مادّهٔ آتش‌زایِ خطرناکی نگهداری می‌شود.
• Die Feuerwehr warnte davor, den Zündstoff in der Nähe offener Flammen zu lagern.آتش‌نشانی هشدار داد که مادّهٔ آتش‌زا نباید نزدیکِ شعله‌های باز نگهداری شود.
• Der unsachgemäß gelagerte Zündstoff im Lagerhaus erwies sich später als Hauptursache der verheerenden Explosion.مادّهٔ آتش‌زایی که به‌شکلِ نادرست در انبار نگهداری می‌شد، بعدها به‌عنوانِ علتِ اصلیِ انفجارِ ویرانگر شناخته شد.
• Das Thema bietet viel Zündstoff.این موضوع زمینهٔ جنجالِ زیادی دارد.
• Die geplante Steuerreform liefert reichlich Zündstoff für die kommende Parlamentsdebatte.اصلاحاتِ مالیاتیِ برنامه‌ریزی‌شده موادِ جنجالیِ فراوانی برای مناظرهٔ پارلمانیِ آینده فراهم می‌کند.
• Der Skandal um die Parteispenden birgt genügend politischen Zündstoff, um die Regierungskoalition ernsthaft ins Wanken zu bringen.رسواییِ کمک‌های مالیِ حزبی به‌اندازهٔ کافی موادِ جنجالیِ سیاسی دارد که ائتلافِ حاکم را جدی به لرزه دراورد.

کلمات ذخیره شده

شما هنوز کلمه‌ای در لیست
خود ذخیره نکرده‌اید.

آیکون سیو

با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیره‌شده»‌ی پروفایلت اضافه می‌شود.

رنگ‌بندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی