اسمNomen

Zunft

die/[tsʊnft]
جمع: Zünfte
ملکی: Zunft

معانی

• Im Mittelalter gab es viele Zünfte.در قرونِ‌وسطا صنف‌های زیادی وجود داشت.
• Die Bäcker organisierten sich früher in einer eigenen Zunft, um ihre Interessen zu vertreten.نانواها در گذشته در صنفِ مخصوصِ خودشان سازمان‌دهی می‌شدند تا از منافعشان دفاع کنند.
• Die mittelalterlichen Zünfte regelten nicht nur die Ausbildung ihrer Mitglieder, sondern kontrollierten auch streng die Qualität und den Preis der hergestellten Waren.صنف‌های قرونِ‌وسطایی نه‌تنها آموزشِ اعضایشان را تنظیم می‌کردند، بلکه کیفیت و قیمتِ کالاهای تولیدشده را هم به‌شدت کنترل می‌کردند.
• Die Zunft der Journalisten diskutiert oft über Pressefreiheit.صنفِ روزنامه‌نگاران اغلب دربارهٔ آزادیِ مطبوعات بحث می‌کند.
• Unter Kollegen aus der eigenen Zunft spricht man offener über berufliche Probleme.میانِ همکارانِ هم‌صنف، دربارهٔ مشکلاتِ شغلی راحت‌تر صحبت می‌شود.
• Innerhalb der akademischen Zunft wird die vorgeschlagene Reform des Bewertungssystems kontrovers diskutiert.در میانِ صنفِ دانشگاهی، اصلاحِ پیشنهادیِ سیستمِ ارزیابی به‌طورِ بحث‌برانگیزی موردِ بررسی است.

کلمات ذخیره شده

شما هنوز کلمه‌ای در لیست
خود ذخیره نکرده‌اید.

آیکون سیو

با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیره‌شده»‌ی پروفایلت اضافه می‌شود.

رنگ‌بندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی