قید حالتModaladverb

zunutze

[tsuˈnʊtsə]

معانی

• Er machte sich die Situation zunutze.او از موقعیت به‌نفعِ خودش استفاده کرد.
• Die Firma machte sich den technischen Fortschritt zunutze, um ihre Produktion zu verbessern.شرکت از پیشرفتِ فنی برای بهبودِ تولیدش بهره برد.
• Geschickt machte sich der Politiker die allgemeine Unzufriedenheit der Bevölkerung zunutze, um seine eigene Machtposition zu festigen.سیاستمدار به‌طرزِ ماهرانه‌ای از نارضایتیِ عمومیِ مردم برای تحکیمِ جایگاهِ قدرتِ خودش بهره برد.

کلمات ذخیره شده

شما هنوز کلمه‌ای در لیست
خود ذخیره نکرده‌اید.

آیکون سیو

با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیره‌شده»‌ی پروفایلت اضافه می‌شود.

رنگ‌بندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی