قید حالتModaladverb

zurande

[tsuˈʁandə]

معانی

• Ich komme mit dieser Aufgabe nicht zurande.من از عهدهٔ این تکلیف برنمی‌آیم.
• Am Anfang kam sie mit der neuen Software überhaupt nicht zurande.اول کار او اصلاً از پسِ نرم‌افزارِ جدید برنمی‌آمد.
• Obwohl er anfangs Schwierigkeiten hatte, kam er mit seinem eigenwilligen Kollegen schließlich erstaunlich gut zurande.با اینکه در ابتدا دچارِ مشکل بود، او در نهایت به‌طورِ شگفت‌انگیزی توانست با همکارِ لجوجش کنار بیاید.

کلمات ذخیره شده

شما هنوز کلمه‌ای در لیست
خود ذخیره نکرده‌اید.

آیکون سیو

با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیره‌شده»‌ی پروفایلت اضافه می‌شود.

رنگ‌بندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی