قید حالتModaladverb
zurate
[tsuˈʁaːtə]
معانی
1. (در عبارتِ «jemanden zurate ziehen») با کسی مشورت کردن، نظرِ کسی را خواستن، به کسی مراجعه کردنبیشتر▾
• Bei Problemen sollte man einen Fachmann zurate ziehen.در مشکلات باید با یک متخصص مشورت کرد.
• Vor der Operation zog der Arzt noch einen Kollegen zurate.پزشک پیش از عمل با یک همکارِ دیگر هم مشورت کرد.
• Angesichts der komplexen Rechtslage zog die Firma gleich mehrere Anwälte zurate, bevor sie eine Entscheidung traf.با توجه به وضعیتِ پیچیدهٔ حقوقی، شرکت پیش از تصمیمگیری با چند وکیل همزمان مشورت کرد.
2. (در عبارتهای «etwas zurate ziehen» و «mit sich zurate gehen») به چیزی مراجعه کردن، از چیزی استفاده کردن؛ با خود فکر کردن، مسائل را برایِ خود سبکسنگین کردنبیشتر▾
• Er zog ein Wörterbuch zurate.او به یک فرهنگِ لغت مراجعه کرد.
• Bevor sie antwortete, ging sie kurz mit sich zurate.پیش از جواب دادن، او کمی با خودش فکر کرد.
• Die Historikerin zog zahlreiche alte Dokumente zurate, um die Ereignisse jener Zeit genau zu rekonstruieren.این تاریخشناس برای بازسازیِ دقیقِ رویدادهایِ آن دوره به اسنادِ قدیمیِ زیادی مراجعه کرد.
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
آیکون سیو
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.
رنگبندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی
