صفتAdjektiv
zurückhaltend
[tsuˈʁʏkˌhaltn̩t]
| zurückhaltend | zurückhaltender | am zurückhaltendsten |
معانی
1. خوددار، تودار، کمحرف (در موردِ شخصیت)بیشتر▾
• Er ist sehr zurückhaltend.او خیلی تودار است.
• Obwohl sie neu im Team war, wirkte sie überraschend zurückhaltend und sprach kaum.با اینکه او تازهوارد در تیم بود، بهطورِ شگفتانگیزی تودار بهنظر میرسید و بهسختی حرف میزد.
• Sein zurückhaltendes Wesen, das viele zunächst als Arroganz missdeuteten, entpuppte sich bei näherer Bekanntschaft als tiefe Schüchternheit.شخصیتِ تودارِ او که بسیاری در ابتدا آن را با غرور اشتباه میگرفتند، در آشناییِ بیشتر خجالتِ عمیقی از آب درآمد.
2. محتاطانه، ملایم، معتدل (در واکنش، لحن، رشد)بیشتر▾
• Die Reaktion war zurückhaltend.واکنش محتاطانه بود.
• Die Kritiker äußerten sich zu dem neuen Film eher zurückhaltend.منتقدان دربارهٔ فیلمِ جدید نسبتاً محتاطانه اظهارنظر کردند.
• Angesichts der unsicheren Wirtschaftslage zeigten sich die Investoren auffallend zurückhaltend und vermieden größere Kapitalanlagen.با توجه به وضعیتِ نامطمئنِ اقتصادی، سرمایهگذاران بهطورِ محسوسی محتاطانه رفتار کردند و از سرمایهگذاریهایِ بزرگ پرهیز کردند.
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
آیکون سیو
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.
رنگبندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی
