اسمNomen

Zusage

die/[ˈtsuːˌzaːɡə]
جمع: Zusagen
ملکی: Zusage

معانی

• Ich habe seine Zusage bekommen.پاسخِ مثبتش را گرفتم.
• Nach langem Warten erhielt sie endlich die Zusage für den Studienplatz.بعد از انتظارِ طولانی، او بالاخره تأییدیهٔ پذیرشِ جایگاهِ دانشگاهی را گرفت.
• Trotz mündlicher Zusage weigerte sich die Firma später, den Vertrag tatsächlich zu unterzeichnen.با وجودِ تعهدِ شفاهی، شرکت بعداً از امضایِ واقعیِ قرارداد خودداری کرد.

کلمات ذخیره شده

شما هنوز کلمه‌ای در لیست
خود ذخیره نکرده‌اید.

آیکون سیو

با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیره‌شده»‌ی پروفایلت اضافه می‌شود.

رنگ‌بندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی