قید حالتModaladverb
zusammengenommen
[tsuˈzamənɡəˌnɔmən]
معانی
1. روی هم رفته، جمعاً، همه با هم درنظر گرفته (معمولاً «alles zusammengenommen»)بیشتر▾
• Alles zusammengenommen war der Urlaub schön.روی هم رفته، تعطیلات قشنگ بود.
• Alles zusammengenommen hat das Projekt mehr Zeit gekostet als geplant.روی هم رفته، پروژه بیشتر از حدِ برنامهریزیشده زمان برد.
• Alles zusammengenommen lässt sich sagen, dass die Reform trotz anfänglicher Widerstände langfristig positive Effekte auf die Wirtschaft hatte.روی هم رفته میشود گفت که اصلاحات با وجودِ مقاومتهای اولیه، در درازمدت اثراتِ مثبتی بر اقتصاد داشت.
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
آیکون سیو
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.
رنگبندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی
