اسمNomen
Zusammenhang
der/[tsuˈzamənˌhaŋ]
جمع: Zusammenhänge
ملکی: Zusammenhangs
معانی
1. ارتباط، رابطه، پیوند (بینِ دو یا چند چیز)بیشتر▾
• Es gibt keinen Zusammenhang zwischen den beiden Ereignissen.بینِ آن دو رویداد هیچ ارتباطی وجود ندارد.
• Forscher untersuchen den Zusammenhang zwischen Ernährung und Gesundheit.پژوهشگران رابطهٔ میانِ تغذیه و سلامتی را بررسی میکنند.
• Erst nach jahrelanger Forschung konnte ein eindeutiger Zusammenhang zwischen dem Klimawandel und der Häufung extremer Wetterereignisse nachgewiesen werden.تنها بعد از سالها پژوهش بود که ارتباطِ روشنی میانِ تغییرِ اقلیم و افزایشِ رویدادهای شدیدِ آبوهوایی اثبات شد.
2. بافت، سیاق، متن (زمینهای که یک عبارت یا رویداد در آن معنا پیدا میکند)بیشتر▾
• Man muss den Satz im Zusammenhang lesen.باید جمله را در بافتِ متن خواند.
• Aus dem Zusammenhang gerissen, klingt seine Aussage viel härter, als sie gemeint war.خارج از بافتِ متن، حرفش خیلی سختتر از منظورِ اصلی به نظر میرسد.
• Nur im historischen Zusammenhang lässt sich die damalige Entscheidung der Regierung wirklich nachvollziehen.تنها در بافتِ تاریخی است که میشود تصمیمِ دولت در آن زمان را واقعاً درک کرد.
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
آیکون سیو
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.
رنگبندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی
