صفتAdjektiv
zusammenklappbar
[tsuˈzamənˌklapbaːɐ̯]
معانی
1. تاشو، جمعشونده، قابلِ جمع کردنبیشتر▾
• Der Stuhl ist zusammenklappbar.این صندلی تاشو است.
• Für die Reise kaufte sie einen zusammenklappbaren Kinderwagen.او برایِ سفر یک کالسکهٔ تاشو خرید.
• Der neue, zusammenklappbare Fahrradtyp lässt sich innerhalb weniger Sekunden auf ein handliches Format zusammenfalten.نوعِ جدیدِ دوچرخهٔ تاشو را میتوان ظرفِ چند ثانیه به یک اندازهٔ کوچک و راحت جمع کرد.
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
آیکون سیو
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.
رنگبندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی
