اسمNomen
Zusammenspiel
das/[tsuˈzamənˌʃpiːl]
ملکی: Zusammenspiels
معانی
1. همکاری، هماهنگی، کارِ گروهی (بینِ افراد، عوامل یا عناصر)بیشتر▾
• Das Zusammenspiel der Band war heute Abend perfekt.هماهنگیِ گروهِ موسیقی امشب عالی بود.
• Der Erfolg der Mannschaft beruht auf dem guten Zusammenspiel aller Spieler.موفقیتِ تیم به هماهنگیِ خوبِ همهیِ بازیکنان بستگی دارد.
• Das komplexe Zusammenspiel verschiedener wirtschaftlicher, politischer und sozialer Faktoren führte letztlich zu der unerwarteten Krise.تعامل و هماهنگیِ پیچیدهیِ عواملِ اقتصادی، سیاسی و اجتماعیِ مختلف در نهایت به آن بحرانِ غیرمنتظره منجر شد.
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
آیکون سیو
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.
رنگبندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی
