صفتAdjektiv
zusätzlich
[ˈtsuːzɛtslɪç]
معانی
1. اضافی، اضافه، افزونبیشتر▾
• Ich brauche zusätzliches Geld.من پولِ اضافی نیاز دارم.
• Wegen des großen Andrangs wurden zusätzliche Busse eingesetzt.بهخاطرِ ازدحامِ زیاد، اتوبوسهای اضافی به کار گرفته شدند.
• Angesichts der stetig wachsenden Nachfrage sah sich das Unternehmen gezwungen, zusätzliches Fachpersonal einzustellen.با توجه به تقاضای روبهرشد، شرکت مجبور شد پرسنلِ متخصصِ اضافی استخدام کند.
2. علاوه بر این، بهعلاوه، گذشته از اینبیشتر▾
• Zusätzlich bekommt sie noch ein Geschenk.علاوه بر این، او یک هدیه هم میگیرد.
• Zusätzlich zu seinem Studium arbeitet er als Kellner.او علاوه بر تحصیلاتش، بهعنوانِ گارسون هم کار میکند.
• Zusätzlich zu den ohnehin schon strengen Vorschriften wurden nach dem Vorfall noch weitere Sicherheitsmaßnahmen eingeführt.علاوه بر مقرراتِ ازقبل هم سختگیرانه، بعد از این حادثه اقداماتِ ایمنیِ بیشتری اِعمال شد.
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
آیکون سیو
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.
رنگبندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی
