قید حالتModaladverb
zusehends
[ˈtsuːˌzeːənts]
معانی
1. بهطورِ محسوس/آشکار، روزبهروز، بهسرعت (تغییرِ تدریجی اما واضح)بیشتر▾
• Der Kranke wird zusehends besser.حالِ بیمار روزبهروز بهتر میشود.
• Die Zahl der Besucher nimmt zusehends ab.تعدادِ بازدیدکنندگان بهطورِ محسوسی کاهش مییابد.
• Angesichts der anhaltenden Dürre verschlechterte sich die Versorgungslage der Bevölkerung zusehends.با توجه به خشکسالیِ ادامهدار، وضعیتِ تأمینِ آذوقهٔ مردم بهطورِ محسوسی رو به وخامت گذاشت.
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
آیکون سیو
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.
رنگبندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی
