اسمNomen

Zusicherung

die/[ˈtsuːˌzɪçəʁʊŋ]
جمع: Zusicherungen
ملکی: Zusicherung

معانی

• Er gab ihr eine feste Zusicherung.او به او یک تضمینِ قطعی داد.
• Trotz mehrfacher Zusicherungen wurde das Versprechen nie eingehalten.با وجودِ تضمین‌های متعدد، آن قول هرگز عملی نشد.
• Die vertragliche Zusicherung, dass die Lieferfristen eingehalten werden, erwies sich im Nachhinein als bloße Formsache.تضمینِ قراردادی مبنی بر رعایتِ مهلت‌های تحویل، بعداً معلوم شد که فقط یک تشریفاتِ شکلی بوده است.

کلمات ذخیره شده

شما هنوز کلمه‌ای در لیست
خود ذخیره نکرده‌اید.

آیکون سیو

با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیره‌شده»‌ی پروفایلت اضافه می‌شود.

رنگ‌بندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی