صفتAdjektiv
zuständig
[tsuˈʃtɛndɪç]
معانی
1. مسئولِ (کاری)، عهدهداربیشتر▾
• Wer ist hier für die Bestellungen zuständig?اینجا چه کسی مسئولِ سفارشهاست؟
• Die Kollegin, die für diesen Kunden zuständig war, ist heute leider krank.همکاری که مسئولِ این مشتری بود، متأسفانه امروز مریض است.
• Da niemand sich klar als zuständig erklärte, blieb die Beschwerde wochenlang unbearbeitet liegen.چون هیچکس صراحتاً خودش را مسئول اعلام نکرد، شکایت هفتهها بدونِ رسیدگی باقی ماند.
2. صاحبِ صلاحیت، ذیصلاح (اداره، دادگاه، مقام)بیشتر▾
• Welches Amt ist für die Anmeldung zuständig?کدام اداره برایِ ثبتنام صلاحیت دارد؟
• Bei Streitigkeiten über die Miete ist das Amtsgericht zuständig.در اختلافاتِ مربوط به اجاره، دادگاهِ بخش صلاحیت دارد.
• Welche Behörde in einem grenzüberschreitenden Fall letztlich zuständig ist, wird häufig erst nach langwierigen juristischen Auseinandersetzungen geklärt.اینکه در یک پروندهٔ فرامرزی نهایتاً کدام نهاد صلاحیت دارد، اغلب فقط پس از کشمکشهای حقوقیِ طولانی روشن میشود.
3. پاسخگو، آدرسِ درست (برایِ مراجعه دربارهٔ موضوعی)بیشتر▾
• Ich bin nicht zuständig, fragen Sie meinen Kollegen.من مسئولِ این کار نیستم، از همکارم بپرسید.
• Können Sie mir sagen, wer für diese Angelegenheit zuständig ist?میتوانید بگویید چه کسی برایِ این موضوع پاسخگو است؟
• In der stark verschachtelten Verwaltungsstruktur war kaum noch nachzuvollziehen, wer eigentlich zuständig war.در ساختارِ اداریِ بسیار پیچیده، تقریباً دیگر نمیشد فهمید که واقعاً چه کسی مسئول است.
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
آیکون سیو
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.
رنگبندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی
