قید حالتModaladverb
zutiefst
[tsuˈtiːfst]
معانی
1. عمیقاً، شدیداً، از صمیمِ قلببیشتر▾
• Ich bin zutiefst dankbar.من عمیقاً سپاسگزارم.
• Die Nachricht von seinem Tod hat uns alle zutiefst erschüttert.خبرِ مرگِ او همهٔ ما را عمیقاً تکان داد.
• Zutiefst davon überzeugt, dass sich die Situation ändern lasse, setzte sie ihren Kampf trotz aller Rückschläge unbeirrt fort.او که عمیقاً معتقد بود میشود اوضاع را تغییر داد، با وجودِ همهٔ شکستها بیوقفه به مبارزهاش ادامه داد.
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
آیکون سیو
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.
رنگبندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی
