صفتAdjektiv
zuverlässig
[ˈtsuːfɛɐ̯ˌlɛsɪç]
| zuverlässig | zuverlässiger | am zuverlässigsten |
معانی
1. قابلِ اعتماد، مطمئن (دربارهٔ شخص، وسیله، روش)بیشتر▾
• Mein Kollege ist sehr zuverlässig.همکارِ من خیلی قابلِ اعتماد است.
• Dieses Auto ist seit Jahren äußerst zuverlässig und hatte noch nie eine größere Panne.این ماشین سالهاست که فوقالعاده مطمئن است و هنوز خرابیِ بزرگی نداشته.
• Ein zuverlässiger Mitarbeiter zeichnet sich nicht nur durch Pünktlichkeit aus, sondern auch dadurch, dass man sich auch unter Druck auf ihn verlassen kann.یک کارمندِ قابلِاعتماد نهتنها با وقتشناسی مشخص میشود، بلکه با این نکته هم که حتی تحتِ فشار هم میشود رویش حساب کرد.
2. موثق، معتبر (دربارهٔ منبع، اطلاعات)بیشتر▾
• Das ist eine zuverlässige Nachricht.این یک خبرِ موثق است.
• Wissenschaftler brauchen zuverlässige Daten, um ihre Theorien zu überprüfen.دانشمندان برایِ بررسیِ نظریههایشان به دادههای موثق نیاز دارند.
• Nur wenige der im Internet kursierenden Quellen erweisen sich bei genauerer Prüfung tatsächlich als zuverlässig.تنها معدودی از منابعی که در اینترنت پخش میشوند، پس از بررسیِ دقیقتر واقعاً موثق از آب درمیآیند.
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
آیکون سیو
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.
رنگبندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی
