صفتAdjektiv
zuversichtlich
[ˈtsuːfɛɐ̯zɪçtlɪç]
| zuversichtlich | zuversichtlicher | am zuversichtlichsten |
معانی
1. خوشبین، امیدوار، مطمئن (نسبت به آینده یا نتیجه)بیشتر▾
• Ich bin zuversichtlich, dass wir gewinnen.من امیدوارم (مطمئنم) که ما برنده میشویم.
• Trotz der Krise blieb die Geschäftsführung zuversichtlich, dass sich der Umsatz erholen würde.با وجودِ بحران، مدیریت همچنان امیدوار بود که فروش بهبود پیدا کند.
• Auch angesichts der ernüchternden Umfragewerte gab sich der Kandidat bis zum Wahltag demonstrativ zuversichtlich, den Rückstand noch aufzuholen.حتی با وجودِ نتایجِ ناامیدکنندهٔ نظرسنجیها، نامزد تا روزِ انتخابات آشکارا امیدوار بود که عقبماندگی را جبران کند.
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
آیکون سیو
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.
رنگبندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی
