قید زمانTemporaladverb
zuvor
[tsuˈfoːɐ̯]
معانی
1. پیش از آن، قبلاً، پیشتربیشتر▾
• Am Tag zuvor hat es geregnet.روزِ قبل از آن باران باریده بود.
• Sie hatte ihn nie zuvor gesehen, bevor sie ihm auf der Party begegnete.او هرگز پیش از آن او را ندیده بود، تا اینکه در مهمانی با او برخورد کرد.
• Nie zuvor in der Geschichte des Unternehmens hatte ein Quartalsergebnis derart hohe Erwartungen ausgelöst wie das diesjährige.هرگز پیش از این در تاریخِ شرکت، نتیجهٔ یک فصل تا این حد انتظاراتِ بالایی ایجاد نکرده بود، آنطور که نتیجهٔ امسال کرد.
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
آیکون سیو
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.
رنگبندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی
