صفتAdjektiv
zuvorkommend
[tsuˈfoːɐ̯kɔmənt]
| zuvorkommend | zuvorkommender | am zuvorkommendsten |
معانی
1. مهربان و باملاحظه، مؤدب و کمکرسان (کسی که پیشقدم میشود تا به دیگران کمک کند)بیشتر▾
• Der Kellner war sehr zuvorkommend.پیشخدمت خیلی باملاحظه و مهربان بود.
• Er hat mich zuvorkommend zur Tür begleitet und mir beim Tragen der Taschen geholfen.او با ادب من را تا دمِ در همراهی کرد و در حملِ کیفها کمکم کرد.
• Obwohl der Geschäftsführer unter enormem Zeitdruck stand, blieb er gegenüber jedem Kunden auffallend zuvorkommend.با اینکه مدیرِ اجرایی زیرِ فشارِ زمانیِ زیادی بود، همچنان بهطورِ چشمگیری نسبت به هر مشتری باادب و کمکرسان بود.
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
آیکون سیو
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.
رنگبندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی
