صفتAdjektiv
zuwider
[tsuˈviːdɐ]
معانی
1. ناخوشایند، نفرتانگیز بودن برایِ کسی، بیزار بودن از (کسی/چیزی)بیشتر▾
• Diese Musik ist mir zuwider.این موسیقی برایم ناخوشایند است (ازش بدم میآید).
• Lügen war ihm schon immer zuwider, deshalb sagte er immer die Wahrheit.دروغ همیشه برایش نفرتانگیز بود، به همین خاطر همیشه راست میگفت.
• Die Heuchelei mancher Politiker ist ihr dermaßen zuwider, dass sie sich vollständig aus der öffentlichen Diskussion zurückgezogen hat.دورویی برخی سیاستمداران آنقدر برای او نفرتانگیز است که او کاملاً از بحثهای عمومی کنارهگیری کرده است.
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
آیکون سیو
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.
رنگبندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی
