zuziehen
| Perfekt | Präteritum | Präsens | Pronomen |
|---|---|---|---|
| habe zugezogen | zog zu | ziehe zu | ich |
| hast zugezogen | zogst zu | ziehst zu | du |
| hat zugezogen | zog zu | zieht zu | er/sie/es |
| haben zugezogen | zogen zu | ziehen zu | wir |
| habt zugezogen | zogt zu | zieht zu | ihr |
| haben zugezogen | zogen zu | ziehen zu | sie/Sie |
معانی
1. کشیدن و بستن (پرده و مانندِ آن)بیشتر▾
2. کشیدن و بستن (در و مانندِ آن)بیشتر▾
3. (کشیدن و) محکم/سفت کردن (گره)بیشتر▾
4. سفت کردن (حلقه، پاپیون و مانندِ آن)بیشتر▾
5. کمک گرفتن از، مشورت کردن با (کسی، مثلاً پزشک یا مترجم)zuziehen+akk.بیشتر▾
6. دچارِ چیزی شدن، مبتلا شدن به (بیماری، آسیب)zuziehen+dat./akk.بیشتر▾
7. خشمِ کسی را برانگیختن، کسی را دشمنِ خود کردن، باعثِ دردسر برایِ خود شدنzuziehen+dat./akk.بیشتر▾
8. ابری شدن (آسمان)بیشتر▾
9. مقیم شدن، نقلِ مکان کردن، اسبابکشی کردن (به جایی) — Perfekt در این معنی با «sein»: ist zugezogenبیشتر▾
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.
