اسمNomen

Zwang

der/[tsvaŋ]
جمع: Zwänge
ملکی: Zwangs

معانی

• Es besteht kein Zwang, hier zu bleiben.هیچ اجباری برایِ ماندن اینجا نیست.
• Aus finanziellem Zwang musste die Familie ihr Haus verkaufen.خانواده به‌خاطرِ اجبارِ مالی مجبور شد خانه‌اش را بفروشد.
• Unter dem Zwang der wirtschaftlichen Umstände sah sich die Regierung gezwungen, drastische Sparmaßnahmen einzuführen.دولت تحتِ فشارِ شرایطِ اقتصادی مجبور شد اقداماتِ ریاضتیِ شدیدی را اجرا کند.
• Viele Menschen fühlen sich vom gesellschaftlichen Zwang eingeengt.بسیاری از مردم احساسِ محدودیت از فشارِ اجتماعی می‌کنند.
• Der soziale Zwang, immer perfekt auszusehen, belastet viele junge Menschen.فشارِ اجتماعیِ همیشه بی‌نقص به‌نظر رسیدن، بارِ سنگینی برایِ بسیاری از جوانان است.
• Die sozialen Medien erzeugen bei vielen Nutzern einen subtilen Zwang, ein makelloses und ständig erfolgreiches Leben zu präsentieren.شبکه‌های اجتماعی در بسیاری از کاربران یک فشارِ ظریف برایِ نمایشِ زندگیِ بی‌نقص و همیشه موفق ایجاد می‌کنند.
• Er hat den Zwang, sich ständig die Hände zu waschen.او وسواسِ همیشه دست شستن دارد.
• Ihr Zwang, alles mehrfach zu kontrollieren, macht den Alltag oft anstrengend.وسواسِ او برایِ چند بار چک کردنِ همه‌چیز، اغلب زندگیِ روزمره را طاقت‌فرسا می‌کند.
• Menschen mit einer Zwangsstörung leiden häufig unter dem quälenden Zwang, bestimmte Handlungen immer wieder zu wiederholen, obwohl sie deren Sinnlosigkeit erkennen.افرادِ مبتلا به اختلالِ وسواسی اغلب از این وسواسِ آزاردهنده رنج می‌برند که باید کارهایِ خاصی را بارها تکرار کنند، هرچند بی‌معنا بودنِ آن را می‌دانند.

کلمات ذخیره شده

شما هنوز کلمه‌ای در لیست
خود ذخیره نکرده‌اید.

آیکون سیو

با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیره‌شده»‌ی پروفایلت اضافه می‌شود.

رنگ‌بندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی