اسمNomen
Zwangsarbeit
die/[ˈtsvaŋsˌʔaʁbaɪt]
جمع: Zwangsarbeiten
ملکی: Zwangsarbeit
معانی
1. کارِ اجباری، بیگاری (اجباراً و بدونِ دستمزدِ منصفانه)بیشتر▾
• Viele Gefangene mussten Zwangsarbeit leisten.بسیاری از زندانیان مجبور بودند کارِ اجباری انجام دهند.
• Während des Krieges wurden Millionen Menschen zur Zwangsarbeit gezwungen.در طولِ جنگ، میلیونها نفر به کارِ اجباری واداشته شدند.
• Historiker schätzen, dass in den Lagern jener Zeit unzählige Menschen unter unmenschlichen Bedingungen Zwangsarbeit verrichten mussten, ohne jemals entlohnt zu werden.مورخان تخمین میزنند که در اردوگاههای آن دوران افرادِ بیشماری در شرایطِ غیرانسانی مجبور به کارِ اجباری بودند، بدونِ اینکه هرگز دستمزدی دریافت کنند.
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
آیکون سیو
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.
رنگبندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی
