صفتAdjektiv

zwangsweise

[ˈtsvaŋsˌvaɪzə]

معانی

• Es kam zu einer zwangsweisen Räumung der Wohnung.تخلیهٔ اجباریِ آپارتمان صورت گرفت.
• Die Behörde ordnete die zwangsweise Schließung des Betriebs an.اداره دستورِ تعطیلیِ اجباریِ کارگاه را صادر کرد.
• Die zwangsweise Einweisung in eine psychiatrische Klinik ist nur unter streng geregelten rechtlichen Voraussetzungen zulässig.بستریِ اجباری در بیمارستانِ روانی فقط تحتِ شرایطِ قانونیِ کاملاً مشخصی مجاز است.
قیدقید حالت(Modaladverb)

معنیِ قیدی

• Er wurde zwangsweise aus dem Land ausgewiesen.او را به‌زور از کشور اخراج کردند.
• Die Mieter wurden zwangsweise aus dem Haus geholt, nachdem sie sich geweigert hatten auszuziehen.بعد از اینکه مستأجران از تخلیه امتناع کردند، آن‌ها را به‌زور از خانه بیرون آوردند.
• In autoritären Systemen werden Kritiker der Regierung nicht selten zwangsweise zum Schweigen gebracht, ohne dass rechtliche Mittel dagegen greifen.در نظام‌هایِ اقتدارگرا، منتقدانِ دولت اغلب به‌زور به سکوت وادار می‌شوند، بدونِ اینکه ابزارهایِ حقوقی بتوانند جلویش را بگیرند.

کلمات ذخیره شده

شما هنوز کلمه‌ای در لیست
خود ذخیره نکرده‌اید.

آیکون سیو

با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیره‌شده»‌ی پروفایلت اضافه می‌شود.

رنگ‌بندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی