صفتAdjektiv
zweckmäßig
[ˈtsvɛkˌmɛːsɪç]
| zweckmäßig | zweckmäßiger | am zweckmäßigsten |
معانی
1. مناسب، عملی، کاربردی، بهصرفه (که هدف را بهخوبی برآورده میکند)بیشتر▾
• Feste Schuhe sind für die Wanderung zweckmäßig.کفشِ محکم برایِ پیادهروی مناسب است.
• Es wäre zweckmäßiger, das Treffen auf nächste Woche zu verschieben.عملیتر این بود که جلسه به هفتهٔ بعد موکول شود.
• Aus organisatorischer Sicht erscheint es zweckmäßig, die Zuständigkeiten der einzelnen Abteilungen klarer voneinander abzugrenzen.از نظرِ سازمانی، عملی به نظر میرسد که مسئولیتهایِ هر بخش بهروشنی از هم جدا شود.
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
آیکون سیو
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.
رنگبندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی
